اصلاح مکانیزم نرخ سود بانکی ضروری است

تعیین دستوری و غیراستاندارد نرخ سود بانکی مشکلات متعددی را برای اقتصاد ایرا ایجاد کرده است

کارشناسان اقتصادی همواره بر این موضوع تاکید دارند که باید نرخ سود بانکی و نرخ ارز در بازار ازاد و بر اساس عرضه و تقاضا تعیین شود با این حال دولت در این مورد به دلیل نگرانی هایی که از تعیین نرخ های بالا و یا پایین دارد از انجام آن سر باز می زند و با آن که در مورد نرخ ارز سعی کرده در دو سال گذشته به سمت حرکت آزاد نرخ حرکت کند اما در مورد نرخ سود بسیار خوددار عمل کرده است.

این خودداری در شرایطی است که به گفته اقتصاددانان باید نرخ سود بر اساس واقعیت های اقتصاد و بازار پول تعیین شود و تعیین دستوری نرخ سود نمی تواند دقیق باشد زیرا هر نوع بالا بودن نرخ سود به تامین مالی بنگاه ها و دریافت وام توسط مردم لطمه وارد می کند  نرخ های سود پایین نیز امکان سوخت شدن منابع را در بازار به همراه دارد بمابراین تعیین نرخی معقول و متعادل بسیار اهمیت دارد.

در این بین یک مثال ساده کافی است تا نشان دهد دولت ها در تعیین نرخ سود تا په میزان اشتباه عمل کرده اند. در دوره های مختلف به دلیل نرخ بالای تورم در کشور ما نرخ سود بسیار در سطح پایین در نظر گرفته شده و همین موضوع باعث شده نقدینگی با وحشت به سمت بازارهایی حرکت کند که بازدهی بالاتری داشته اند و به دلیل ضعف در حوزه تولید هیچ گاه این بخش میزبان نقدینگی نشده است و این در حالی است که اگر نرخ سود در بازار تعیین می شد قطعا نرخ های معقول و منطقی و در ارتباط با عرضه و تقاضای پول برای آن کشف می گردید.

اقتصاددانان معتقدند در صورتی که نرخ سود بالاتر از نرخ تورم باشد ضعیتی بهینه وجود دارد اما نرخ های بالای تورم این وضعیت را دشوار می سازد زیرا اولا باعث می شود نرخ سود سپرده ها نیز بالا برود و ترکیب و نوع تسهیلات دچار تغییر شود و ریسک نکول بدهی در سیستم افزایش یابد. به همین دلیل دولت ها تقریبا هیچ گاه از این روش برای تعیین نرخ سود استفاده نکرده اند و بین توم و سود شکاف بزرگی وجود داشته است.

در این بین بانک ها البته از اصولی که بانک مرکزی تعریف کرده گاها عدول می کنند به عنوان مثال سپرده هایی با نرخ های بالاتر ایجاد و خلق پول می کنند و یا تسهیلات با نرخ های بالا پرداخت می کنند که این اقدامات برای جلب و جذب پول به بانک ها است که بانک مرکزی باید با آن مقابله کند و اتفاقا یکی از موضوعاتی که باعث شده مشکلات سیستم بانکی امروز ا این حد افزایش یابد همین مدل کسب منابع توسط بانک ها است که ریسک فعالیت را افزایش داده و باعث شده منابع و دارایی های منجمد و موهوم در شبکه بانکی افزایش یابد.

واقعیت آن است که بانک نباید به قیمت دریافت منابع بالاتر هزینه های بیشتر را به سیستم بانکی تحمیل کند بنابراین بانک هایی که دارای کفایت سرمایه پایینی هستند حق ندارند ریسک شبکه بانکی را افزایش دهند.

متاسفانه تعیین نرخ سود در ایران با کشورهای پیشرفته دنیا متفاوت است و باید گفت در بازارهای پول در جهان این بازار بین بانکی است که نرخ سود را برای همه بازارها تعیین می کند و دستوری هم نیست زیرا بر اساس خرید و فروش اوراق دولتی تعیین می گردد اما در ایران تعیین نرخ سود دستوری است و حتی نرخ در بازار بین بانکی نیز به صورت دستوری تعیین می شود که باعث می شود نرخ سود نیز نادرست باشد.

باید گفت اصلاح نرخ های سود بانکی، اقتصاد را دچار تلاطم‌ها و نارضایتی‌هایی می‌کند. مشکلات و ناملایماتی که هم ذی‌نفعان متعدد شامل سهامداران، دولت، بانک مرکزی و… را درگیر می‌کند و هم با ایجاد ناآرامی‌های اجتماعی هزینه‌هایی را بر دولت تحمیل خواهد کرد. اگر دولت به سمت اصلاح نظام بانکی برود باید حاضر شود این هزینه‌های اجتماعی، سیاسی و مالی را بدهد. اقتصاد ما مانند یک بیمار است که هیچ پزشکی حاضر نیست مسوولیت جراحی آن را بر عهده گیرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.