طوفان اقتصادی در ایران، تنها در ده سال

در عرض ده سال اتفاقی در اقتصاد ایران افتاده که در هیچ کشوری در سایز ایران در صد سال هم نمی افتد

نگاهی به قیمت کالاها در انتهای دهه 90 در مقایسه با ابتدای آن اطلاعات جالبی را در اختیارمان قرار می دهد که خوب است بررسی شود و نتایجی که از دل آن بر می آید مورد توجه قرار گیرد.

قیمت ارز در این دهه 2450 درصد رشد را تجربه کرده است و از هزار و 253 تومان به 32 هزار تومان در سال پایانی دهه رسیده است.

قیمت سکه بهار آزادی در همین مدت از 390 هزار تومان به 15 میلیون تومان رسیده است که نشان می دهد رشدی برابر با 3750 درصد رشد را تجربه کرده است.

قیمت یک خودروی پراید از 8 میلیون تومان به 120 میلیون تومان رسیده که نشان دهنده رشدی 1400 درصدی است.

قیمت یک کیلو رب گوجه از هزار و 200 تومان به 15 هزار تومان رسیده است. قیمت یک کیلو تخم مرغ از 3 هزار و 500 تومان به 35 هزار تومان رسیده است.

قیمت هر کیلو مرغ از هزار و 800 تومان به 25 هزار تومان، هر کیلو گوشت از 6 هزار تومان به 100 هزار تومان، برنج از 2 هزار و 500 تومان به 32 هزار تومان رسیده است.

این اطلاعات نشان می دهد اقتصاد ایران در یک دهه چه بلایی را تجربه کرده است و این در حالی است که 4 سال از این دوره را به دلیل انتظار به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای با شرایط باثباتی روبرو بودیم و قیمت ها چندان تغییر زیادی نداشت؛ به عبارتی تمام این جهش های وحشتناک در 6 سال اتفاق افتاده است.

به این لیست می توان قیمت مواد اولیه را نیز اضافه کرد. به عنوان مثال قیمت هر تیر آهن به طور متوسط از 900 تومان به 13 هزار تومان رسیده است. قیمت هر کیلوگرم پت بطری از 2 هزار و 100 تومان به نزدیکی 20 هزار تومان رسیده است. قیمت هر کیلو مس از 12 هزار تومان به 210 هزار تومان رسیده است.

به این ترتیب باید گفت دهه 90 دهه بی ثباتی در اقتصاد ایران بوده است که عوامل متعددی در این بی ثباتی دخیل بوده اند و باید گفت این بی ثباتی در هیچ اقتصادی در منطقه و آسیا اتفاق نیفتاده است. این دهه که بعد از بحران جهانی اتفاق افتاد به حدی دهه سخت و دشواری برای اقتصاد بود که اقتصادهای بحران زدده نیا نیز چنین تجربه ای را نداشتند و حال آن که اقتصادی ایران در مقایسه با جهان چنین تجربه ای نداشته اند.

اقتصاددان ها در این باره می گویند دهه 90 عملا جزء دهه‌های خاص اقتصاد ایران است و ما در هیچ دهه‌ای از تاریخ، به این شدت تحریم نشده بودیم. در دوره‌های مختلف تحریم بوده‌ایم و به‌ تبع آن بحران‌های اقتصادی بزرگی داشته‌ایم. بااین‌حال، دهه 90 یک ویژگی خاص دارد؛ در این دوره، میانگین رشد اقتصادی ما منفی 0.45 درصد است؛ یعنی میانگین رشد اقتصادی دهه نزدیک به صفر است.

اگر بخواهیم میانگین تورم این دهه را هم برآورد کنیم، حدود 23 درصد است. ما شش سال از 10 سال این دهه، تورم بالای 30 درصد داریم. شدت تحریم‌ها بسیار بالاست. اینستکس که قرار بود راه بیفتد تا بتوانیم نفت به اروپا بدهیم و در ازای آن دارو و غذا دریافت کنیم، منتفی شد.

آمریکایی‌ها هم چهره به چهره با هر شرکت خارجی وارد مذاکره شدند که با ایران کار نکنند. تقریبا در این دور از تحریم‌ها، صادرات نفت ما را به صفر رساندند. به‌طور رسمی نمی‌توانیم به هیچ کشوری نفت صادر کنیم. بحث دوم این است که ما الان نفت نداریم، اما کشور را همچنان با اصول و ادبیات نفتی اداره می‌کنیم.

در سال 98 تقریبا کشور ایران نفت ندارد؛ اما اداره کشور همچنان نفتی است. آن اصلاحات ساختاری که باید اجرائی می‌شد تا کشور را بدون صادرات نفت اداره کنیم، هنوز اتفاق نیفتاده است. تلاش می‌شود واردات را تا حدی کنترل کنند که تراز تجاری کشور حفظ شود، اما واردات هرچقدر کمتر باشد، کیک اقتصادی کوچک‌تر می‌شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.