پیش به سوی توسعه صنعتی

رشد اقتصادی بدون توسعه صنعتی عملا امکان پذیر نیست و در سال های آتی توسعه صنعتی یک ضرورت مهم است

نگاهی به روند تغییرات دو شاخص رشد اقتصادی و رشد صنعتی در اقتصاد ایران در حدود نزدیک به 15 سال گذشته نشان می دهد تغییرات رشد صنعتی اگرچه روی تغییرات رشد اقتصادی اثر مستقیم و نزدیکی داشته است ولی شدت و ضعف این اثرگذاری در برهه های مختلف با هم متفاوت بوده است. به عنوان مثال در سال هایی که نفت تاثیر کمتری بر اقتصاد ایران داشته – به هر دلیل مانند تحریم یا کاهش قیمت – صنعت نقش موثرتری در تغییرات رشد اقتصادی ایفا کرده است و برعکس در دوره هایی که نفت مستقل و آزادتر بوده است نقش لیدر را بر عهده داشته و صنعت نقش ضعیفتری را ایفا کرده است.

با این حال صنعت همچنان جایگاه مهمی در کنترل رشد اقتصادی ایران دارد. این بررسی نشان می دهد در سال های پیش رو که احتمالا وابستگی به نفت به حداقل خواهد رسید این بخش صنعت است که نقش اصلی را در جهت دهی اقتصاد ایران ایفا خواهد کرد. این در شرایطی است که دولت در دو سال گذشته نتوانسته برای صنعت کشور کاری بکند و شرایط صنعت ایران به شدت نامطلوب ارزیابی می شود.

بررسی «دیدبان اقتصاد و کسب و کار» نشان می دهد دولت از اوایل 97 به بعد تا همین حالا کنترل بخش صنعت را از دست داده و به دلیل شیوع بیماری کووید 19 این مساله تشدید شده است. آغاز این مشکل هم از زمانی بود که ترامپ با خروج از برجام جو روانی را در اقتصاد ایران تشدید کرد تاجایی که قیمت دلار ناگهان از 4 هزار تومان تا 30 هزار تومان افزایش یافت. این میزان رشد قیمت ارز باعث کمبود مواد اولیه مورد نیاز بخش صنعت –چه مواد اولیه داخلی و چه وارداتی – شد و دلالان در آن دوره پول خوبی به جیب زدند. دولت ابتدا در برابر آزادسازی قیمت مواد اولیه ای که از بورس تهیه می شوند – مانند فولاد، پتروشیمی و فلزات – مقاومت کرد اما در نهایت ناچار به پذیرش این تصمیم شد و درنتیجه قیمت گذاری مواد اولیه را از ارز 4200 تومانی به ارز سامانه نیما که آن زمان 8 هزار تومان بود تغییر داد. این تصمیم اگرچه توانست دلالی و احتکار و قحطی مواد اولیه را مهار کند اما نتایج دیگری به همراه داشت از جمله این که دولت دستور داد صادرکنندگان در کمترین زمان باید ارز خود را به سامانه نیما برگردانند و یا واردات بسیاری از مواد اولیه از خارج تنها با ارز نیمایی امکان پذیر بود و تخصیص ارز به این نوع واردات متوقف شد.

 صنعتگران به خصوص آنهایی که به بازار جهانی برای تامین مواد اولیه و ماشین الات وابسته هستند در آن دوره به سختی می توانستند مواد اولیه تامین کنند و این بود که رشد صنعتی کشور به شدت منفی شد و رشد اقتصادی را نیز با خود به زیر کشید. در سال 98 این مشکلات هنوز ادامه داشت و نرخ ارز در سامانه نیما به 13 تا 14 هزار تومان رسید با این حال تامین مواد اولیه به سختی سال 97 نبود اما نتیجه ای که از تولید صنعتی انتظار می رفت محقق نشد. در پایان سال نیز متاسفانه با شیوع ویروس کرونا تولید کشور وارد دوره ای شد که معلوم نیست چه شرایطی را برای سال جاری رقم بزند. برخی صاحبان بنگاه های تولیدی معتقدند در صورتی پیک دوم این بیماری به حدی شدید باشد که تولید را تحت تاثیر قرار دهد باز هم شاهد تعطیلی بنگاه ها خواهیم بود که این می تواند شرایط تولید را به خصوص در بخش صنعت سخت تر کند.

در پیک اول بسیاری از مرزهای کشور به روی صادرات و واردات بسته شد و کشورهای همسایه نیز حاضر نبودند از ایران وارداتی انجام دهند. ترس از بیماری نیروی انسانی باعث شد دورکاری، کار شیفتی و دوره ای و … در دستور کار تولیدکننده ها قرار بگیرد درنتیجه لطماتی به بخش تولید خورد اما این موضوع زود مهار شد. با این حال هنوز ترس از بازگشت و تشدید این بیماری باعث شده تا اثرات این فاکتور روی رشد صنعتی و به تبع آن رشد اقتصادی دور از ذهن نباشد.

نباید از این نکته غافل شویم که منبعد آن چه رشد اقتصادی را در ایران رقم می زند توسعه بخش صنعت است؛ همانطور که نزدیک به یک صده است که کشورهای توسعه سافته دنیا رشد اقتصادی خود را از این مسیر می پیمایند. به عبارتی همان دوره ای که اقتصاد ایران با خرج منابع خدادادی از جمله نفت در حال طی مسیر بود اقتصادهای بزرگ دنیا نفت را در مخزن بنگاه های صنعتی می ریختند و با تولید انواع و اقسام محصولات صنعتی اقتصادهایی توسعه یافته برای خود می ساختند و دقیقا باید شکاف جهان توسعه یافته با کشوری مانند ایران را از همینجا دنبال کرد. کشورهای صنعتی با خرید نفت از ایران، تولیدات صنعتی را کلید می زدند و آن را سوار بر کشتی کرده و در اسکله های جنوب ایران پیاده کرده و به مردم ایران می فروختند. در عوض دولت ایران با پول نفت سعی می کرد عطش اقتصاد به دلارهای نفتی را فروبنشاند و دولتی بزرگتر و بخش خصوصی ضعیفتر و تجارتی نفتی تر و بیماری هلندی شدیدتر و تورمی بیشتر و وارداتی شدیدتر و … را پایه ریزی کند.

اصولا نخستین دوره رشد اقتصادی در دنیا به سال هایی برمی گردد که صنعت آغاز به کار کرد و تولیدات صنعتی جای تولیدات کشاورزی را گرفت. این موضوع باعث شد کشاورزی هم رنگ صنعتی به خود بگیرد و از طرف دیگر حجم فعالیت ها نیز به شدت افزایش یابد و به همین ترتیب تجارت شکل دیگری به خود بگیرد. این در شرایطی بود که افزایش سطح تحصیلات و نیوری کار متخصص تر و امید به زندگی بیشتر و افزایش درآمد ملی و بهبود کیفیت زندگی علاقمندی به تولید صنعتی در دنیا افزایش یافت. درست در همان زمان سطح زندگی، امید به زندگی، تحصیلات و … در ایران متکی به نفت به شدت رنج آور بود. اکنون نیز کهبسیاری از این متغیرها در کشورهایی نظیر ایران بهبود یافته اما میل دولت ها به نفت مانع از خودنمایی و شوفایی مزیت های صنعتی شده است.

پای صحبت تولیدکننده ها و بخش خصوصی که بنشینید به خوبی می توان دریافت که اولا دولت چندان به دنبال تجربه صنعتگران نیست و ثانیا بهره وری در بخش دولتی به چه میزان پایین است که دو دیدگاه کاملا متضاد را به نمایش می گذارد. امروزه درآمد سرانه کشورهای صنعتی 50 تا 75 برابر بیش از کشور ماست.  برداشت شما از این اختلاف چیست؟ پاسخ واضح است بخش دلتی با اتکا به نفت بخش خصوصی مبتنی بر صنعت را ضعیف نگه داشته است و از آنجا که درآمد نفت در بدنه دولت هزینه شده و یا به صورت هزاران میلیارد تومان یارانه به دست مردم عادی رسیده هیچ تاثیری روی بخش صنعتی نداشته است. این در حالی است که اگر بخش نفت نیز به عنوان یک صنعت در دستان بخش خصوصی بود امروزه بسیاری از مشکلات را در این بخش مانند تحریم های ظالمانه در آن مشاهده نمی شد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.