چرا تورم مهار نمی شود؟

سیاست‌ها، تصمیم‌ها و قوانین نامناسب اقتصادی در کنار تحریم های گسترده در سال های اخیر ریشه تورم گسترده در کشور هستند که خود را در سه حوزه فشار تقاضا، فشار هزینه و رشد نقدینگی نشان داده اند.

سیاست‌ها، تصمیم‌ها و قوانین نامناسب اقتصادی در کنار تحریم های گسترده در سال های اخیر ریشه تورم گسترده در کشور هستند که خود را در سه حوزه فشار تقاضا، فشار هزینه و رشد نقدینگی نشان داده اند.

این در حالی است که انتظارات تورمی نیز تاثیرات مخربی را بر وضعیت تورمی در کشور داشته که حتی تاثیر آن به مراتب بیشتر از حجم پول بوده است و همین که مردم نگران افزایش قیمت‌ها باشند، در شرایطی که عرضه هم کاهش معنی‌داری داشته، لذا افزایش ناگهانی تقاضا برای برخی از اقلام و کالاها به افزایش لجام گسیخته قیمت‌ها منجر شود.

این در حالی است که اعمال سیاست‌های نامناسب اقتصادی وضعیت را تشدید کرده است؛ یک دلیل متعارف در سال‌های اخیر آن است که اغلب تنها نقدینگی را عامل مهم تورم عنوان می‌کنند و نهادهای مختلف برای کاهش فشار بر خود تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازند، ولی باید توجه داشت در کنار بحث نقدینگی، اعمال سیاست‌های اقتصادی مانند تغییرات نرخ ارز که منجر به کاهش معناداری در ارزش پول ملی و قدرت خرید می‌شود و در کنار آن بسیاری از سیاست‌های نامناسب بخش های موازی را در بازارها تحریک کرده و پول‌های سرگردان را به این بخش ها منتقل کرده که همه این موضوعات نیز  منجر به افزایش نرخ تورم شده اند.

در این رابطه سیاست‌های پولی نامناسب خود را در رشد نقدینگی نشان داده و سیاست‌های مالی نامناسب فشار تورمی و هزینه‌های تولید را در نرخ‌های مالیات ایجاد کرده و علاوه بر این سیاست‌های نامناسب ارزی و بازارهای موازی از عوامل بروز تورم هستند.

اقتصاددانان می گویند مشکلات ساختاری را با سیاست‌های مناسب اقتصادی می‌توان تعدیل کرد ولی دولت‌ها معمولا نقص سیاست‌های خود را به موضوعات کلیشه‌ای مثل ساختار مربوط می‌کنند. اما تغییرات ساختاری زمان‌بر و پرهزینه است و بسیاری از مواقع می‌توان با مدیریت علمی و سیاست‌ها و قوانین مناسب و همچنین نظارت دقیق ساختارها را تعدیل و تاثیر آن را کاهش داد.

تورم زمانی اتفاق می‌افتد که اقتصاد به دلیل افزایش هزینه رشد می‌کند. زمانی که این اتفاق می‌افتد، قیمت‌ها افزایش می‌یابند و پول در داخل اقتصاد کمتر از قبل ارزش دارد و ارز کمتر از گذشته خرید می‌شود. هنگامی‌که یک ارز کم‌ارزش می‌شود، نرخ آن در مقابل سایر ارزها کاهش می‌یابد.

باید گفت روش‌های بسیاری برای کنترل تورم وجود دارد، برخی از این روش‌ها خوب کار می‌کنند درحالی‌که برخی دیگر اثر کاهشی در تورم ایجاد نمی‌کنند. به‌عنوان‌مثال، کنترل تورم از طریق کنترل دستمزد و قیمت می‌تواند موجب رکود اقتصادی و تعدیل نیروی کار شود.

یک روش محبوب کنترل تورم، سیاست پولی انقباضی است. هدف سیاست انقباضی، کاهش عرضه پول از طریق کاهش قیمت اوراق و افزایش نرخ بهره است. این کار موجب کاهش هزینه‌ها می‌شود چراکه پول کمتری برای خرج کردن وجود دارد، همچنین آن‌هایی که پول‌دارند آن را برای پس‌انداز نگه می‌دارند و خرج نمی‌کنند. این به معنای کاهش اعتبار در دسترس است که به‌نوبه خود هزینه‌ها را کاهش می‌دهد. کاهش هزینه‌ها در طول دوران تورم پراهمیت است، چراکه به رشد اقتصاد کمک و نرخ تورم را کاهش می‌دهد.

اول، افزایش نرخ بهره از طریق بانک مرکزی است، نرخ بهره بانکی، نرخی است که بانک از دولت پول قرض می‌گیرد و برای تولید پول باید آن را با نرخ‌های بالاتر قرض بدهند. بنابراین با افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی، نرخ‌ وام نیز افزایش می‌یابد. زمانی که بانک‌ها نرخ بهره را افزایش می‌دهند، افراد کمتری تمایل به دریافت وام‌دارند چراکه هزینه‌های اخذ وام بیشتر می‌شود و بهره پرداختی افزایش می‌یابد. بنابراین هزینه‌ها کاهش، قیمت‌ها کاهش و تورم آهسته می‌شود.

ابزار دوم افزایش ذخایر ارزی بانک‌ها بیش‌تر از مقدار موردنیاز است به‌طوری‌که بتوانند میزان برداشت‌ها را تحت پوشش قرار دهند. هرچه پول بیشتری ذخیره کنند، وام کمتری پرداخت خواهند کرد. اگر پرداخت وام کمتر شود، نقدینگی افراد هم در جامعه کاهش می‌یابد و درنتیجه مخارج کمتر می‌شود.

روش سوم، کاهش مستقیم یا غیرمستقیم عرضه پول با اعمال سیاست‌هایی که کاهش عرضه پول را تشویق می‌کنند، است. مانند انتشار اوراق بدهی دولتی با سود سررسید بالاتر که سرمایه‌گذاران را تشویق به خرید می‌کند. و یا افزایش نرخ ارز که موجب افزایش تقاضا می‌شود به‌طوری‌که به‌نوبه خود باعث افزایش واردات و کاهش صادرات می‌شود. هر دو این مثال‌ها میزان عرضه پول را کاهش می‌دهد چراکه پول از جیب بانک‌ها، شرکت‌ها و سرمایه گذران به دولت می‌رسد و می‌تواند آن را کنترل و مدیریت کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.